منوی اصلی
نویسندگان
امکانات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

تبیغلت

تبیغلت

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

مطالب جدید سایت
آمار و اطلاعات
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

Image result for ‫وزیر اطلاعات‬‎

وزیر اطلاعات گفت: جمهوری اسلامی ایران امروز همزمان با ناتوی فرهنگی و نظامی، با ناتوی اطلاعاتی هم مواجه است.
  

حجت‌الاسلام سید محمود علوی وزیر اطلاعات امروز شنبه در جلسه شورای اداری استان کرمانشاه گفت:‌ در شرایطی که دشمنان مشغول توطئه علیه توفیقات ایران اسلامی در منطقه هستند و غرب آسیا درحال بازمهندسی است، اهمیت حفظ و ارتقای امنیت کشور بسیار بیشتر از گذشته است و در چنین شرایطی ما نباید دچار تأخر اطلاعاتی و امنیتی شویم.

وی با تأکید بر اینکه از دشمنان انقلاب جز شر به ملت ایران نمی‌رسد، گفت: گروه‌های معاند و مخالف انقلاب اسلامی با راهبرد آمریکا و سرمایه عربستان حتی با تابلوهای مختلف اکنون کنار هم نشسته‌اند که نمونه تلاش‌های آنها در نشست‌های پاریس، قاهره، بروکسل و ریاض دیده می‌شود.

به‌گفته وی دشمن در حال تلاش است که تقابل با جمهوری اسلامی با استکبار جهانی را به تقابل شیعه و سنی و تقابل قومیت‌ها تبدیل کند. جمهوری اسلامی ایران امروز همزمان با ناتوی فرهنگی و نظامی، با ناتوی اطلاعاتی هم مواجه است.

وزیر اطلاعات، همدلی و وحدت را تنها راه حفظ امنیت کشور برشمرد و تأکید کرد: حفظ وحدت ملی از واجبات است.

علوی در ادامه وضعیت امنیت استان کرمانشاه را مناسب و قابل تقدیر دانست و گفت: نیروهای وزارت اطلاعات کنار مردم و سایر مسئولان تمام تلاش خود را برای حفظ و ارتقای امنیت کرمانشاه به کار می‌گیرند.

وزیر اطلاعات امنیت استان کرمانشاه را مقدمه امنیت عمق کشور توصیف کرد و درباره اهل‌سنت منطقه هم اظهار داشت: جامعه اهل‌سنت استان کرمانشاه، مؤمن و وفادار به جمهوری اسلامی هستند و شهدای بسیاری برای دفاع از نظام تقدیم کرده‌اند که ما هرگز این فداکاری‌ها را فراموش نمی‌کنیم.

در این نشست وزیر اطلاعات از تلاش‌های خراسانی مدیرکل سابق اطلاعات استان کرمانشاه تقدیر و سلطانی را به‌عنوان مدیرکل جدید این استان معرفی کرد.



سردار سلیمانی: کدام دیپلماسی می‌تواند کار خون شهید نصیری و تقوی‌ها را انجام دهد



Related image

سردار حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دقایقی قبل در مراسم اربعین سردار نصیری حضور یافت و طی سخنانی اظهار داشت: این مجلس دو شانیت دارد، اول پاسداشت شخصیت شهید و وجه دوم مربوط به آن چیزی است که این شهید در راهش شهید شد.

سردار سلیمانی ادامه داد: شهید نصیری از بدو تاسیس تا تجهیز و جهاد و شهادت در کنار سپاه بدر عراق بود و این یعنی وفاداری، البته این تلاشها را بصورت گمنام انجام می‌داد و از اولیا الهی بود و در جامعه ما مخفی بود.

فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تصریح کرد: اقدامات دیپلماسی خیلی اقدامات خوبی است و از آن استفاده می‌کنیم اما برخی گره‌ها و حل مشکلات فقط با دیپلماسی حل نمی‌شود و اتفاقات دیگری است که از همه رفتارهای دیپلماسی عبور می‌کند و پیوندها ایجاد و یخ‌ها را آب می‌کند و خون شهید نصیری از این موارد است.

وی تاکید کرد: کدام دیپلماسی می‌تواند کار خون شهید نصیری و تقوی و همدانی و صدها شهید دفاع را انجام دهد؟

سردار سلیمانی اظهار داشت: پدیده سیاه و شومی به نام داعش، فکری بسیار خطرناک است که خسارت بزرگی به عالم اسلام زد و جهان اسلام غیر از خسارت های اولیه اش در دوره خوارج حادثه ای به این تلخی که آتش در خانواده اسلام به وجود بیاورد در این حجم خسارت به خود ندیده است.

فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران با بیان اینکه تقدیر این بود شهید تقوی اولین سردار ایرانی در عراق باشد و بعد از او سرداری با همان خصوصیت یعنی سردار نصیری هم به شهادت برسد، یادآور شد: او در دفاع مقدس مثل یک پدر و برادر مهربان در لشکر بدر حمایت می‌کرد؛ همان جوانانی که از دست صدام فرار کردند، این لشکر شجره طیبه ای شد که موفقیت های دیگری برای عراق ارمغان آورد.

وی گفت: بعضی از برادران عراقی ما از روی ادب و محبت و از سر لطف خود را سرباز مقام معظم رهبری معرفی می‌کنند؛
کاری که فرزندان ملت ایران در خدمت به مردم عراق کردند، سربازی زیر بیرق فرماندهان عراق آن هم بدون ادعا بود، سردار تقوی فرمانده بود اما برای اینکه فرهنگی را صادر کند یک سرباز جلودار بود، کجای دنیا یک ژنرال تفنگ دست می‌گیرد و جلوی سربازان می‌جنگد؟ این فرصت طلبی نیست. خدمت و وفای صادقانه است؛ مهندس ابو مهدی که شهید زنده است با ٤٠ سال مبارزه توانست انبارهای تسلیحاتی ایران را در دست خود بگیرد؛ جمهوری اسلامی مثل امریکا نبود که پول عراق را بگیرد اما وقت ضرورت اسلحه ندهد؛ به محض اینکه نخست وزیر عراق درخواست کرد ایران جنگنده های سوخو ٢٤ عراقی را برایشان فرستاد، ما با افتخار سرباز ابو مهدی هستیم و این جبهه را حق می‌دانیم و سربازی در آن افتخار است.

سردار سلیمانی افزود: من می خواهم عوامل پیروزی در موصل را بر شمارم: اولا بدانیم پدیده داعش و پدیده تکفیر به شکل عام در تاریخ جهان در نوع جنایت کم نظیر بوده که فکر نمی‌کنم هیچ یک از رسانه‌ها آن را منتشر کنند چرا قلب و چشمی تحمل دیدن آن را ندارند؛ اینکه بیش از دوهزار زن را دست به دست بین خود فروختند بدون اینکه حدود شرعی را بدانند، شما یک نمونه طفلی را دیدید که با خنده مثل تفریح سر بریدند. در دیاله کودکی را از مادر گرفتند روی آتش سرخ کردند و لای پلو گذاشتند و برای مادر فرستادند،
این در دوره تاریخ نایاب است، چطور برای ریزگردها جلسه اضطراری می‌گذاریم اما برای این خوارج که از خوارج هم بدترند جلسه نمی‌گذاریم؟

فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران با بیان اینکه امروز حضور در جشن ملت عراق حق همه ملت های جهان است و پیروزی همه بشریت محسوب می‌شود، گفت: ملت عراق و سوریه حق بزرگی سر مردم دنیا دارند. این پیروزی برخواسته از یک مرد در یک خانه محقر است یعنی آیت‌الله سیستانی، این فقیه حکیم و موقعیت شناس در موارد متعددی کشور عراق را نجات داد، در زمان اشغال و موقع نوشتن قانون اساسی، شکل گیری دولت ها، در محبت به کردها، ایشان عبای خود را پدرانه گشود و ملت عراق را در آن جای داد
این مرجع نه تنها حامی شیعه بود بلکه حامی تک تک مردم عراق است.

وی تاکید کرد: این حکیم به موقع به پا خواسته باعث شد جوانان عراق را به خروش وادار کند و اثر این فتوا گروه های حشد الشعبی را به وجود آورد، خون جوانان شیعه برای نجات جوانان اهل سنت روی زمین ریخت که ارزشمند است و نشان داد این ملت را کسی نمی تواند از هم تفکیک کند، کار جوانان عراقی در حمایت از مردم خود بی نظیر بود که همه اینها تاثیر فتوای آیت الله سیستانی بود، گروه‌های مختلف حشد الشعبی زیر بیرق مرجعیت جمع شدند.

سردار سلیمانی تصریح کرد: مقام معظم رهبری خواستند جمهوری اسلامی بدون چشمداشت همه امکانات خود را در اختیار نیروهای مسلح عراق قرار دهد؛ حشد یک شجره طیبه بزرگ است و نقشش در پیروزهای عراق بی بدیل است، حشد یک امر واجب و ضروری برای ملت عراق بود که برای همیشه نگاه های توطئه امیز را در عراق خنثی کرد‌، درواقع حشد یک ارتش قدرتمند بزرگ و عامل دیگر پیروزی ارتش و دیگر نیروهای مسلح عراق است.

وی ادامه داد: فرماندهان لشکرهای زیادی در عراق در جلوی صفوف رزمندگان خود به شهادت رسیدند از این رو آنها یک ارتش قدرتمند و لایق هستند، عامل چهارم دولت و پارلمان عراق است؛ نمی‌توان تاثیر شخصیت ها را نادیده گرفت مثل دکتر عبادی یا شیخ عامری که شهید زنده است.

سردار سلیمانی با بیان اینکه حزب الله لبنان نیز تجربیات خود را به حشد الشعبی آموخت و جا دارد من دست سید بزرگوار حسن نصرالله را ببوسم، افزود: ملت ایران با اهدا بهترین فرزندان و سرداران خود با پشتیبانی های به موقع توانست سهمی در این پیروزی داشته باشد و از این بابت سربلند است و سند آن شهید تقوی و نصیری و صدها شهید دیگر در سوریه و عراق هستند. نویسندگان و هنرمندان کشور ما به جای پرداختن به چیزهای کوچک و ترویج مسائلی که جامعه را به ناکجا آباد سوق می‌دهد به این صحنه بیایند
امروز جان ناقابل ما برای انقلاب و شهدای این ملت ناقابل است؛ باید از خدا بخواهیم عاقبت بخیر و شهید این راه شویم و صداقت خود را اثبات کنیم.

فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران با بیان اینکه پارلمان عراق چه در تاسیس حشد الشعبی چه حمایت از دولت و حضور نماینده ها در میدان نقش داشت، تصریح کرد: امروز همه ملت عراق با هم متحد شدند و فهمیدند خودشان باید امورشان را در دست بگیرند.
 



Image result for ‫رهبر‬‎

 ساعاتی پس از یورش غرورآفرین موشکی سپاه پاسداران به مراکز تجمع داعش در دیرالزور سوریه، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در دیداری صمیمانه با جمعی از سرداران و فرماندهان سپاه، با قدردانی از تلاش‌های سپاه در عرصه‌ی موشکی فرمودند: «کارتان خیلی عالی بود، خداوند از شماها قبول کند. این، عبادت ماه رمضان است.»

حضرت  آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: «هر چه می‌توانید روی موشک کار کنید؛ ببینید دشمن چقدر روی موشک حساس است، پس بدانید که چقدر کارتان مهم است.»

ایشان گفتند: «همگی می‌توانید و تا می‌توانید و امکان دارید کار کنید؛ دشمن باید سیلی بخورد.»

در این دیدار، فرماندهان ضمن ارائه‌ی گزارشی از عملیات موفقیت‌آمیز «لیلةالقدر» تأکید کردند: همان‌طور که حضرت‌عالی درباره‌ی حفظ جان غیر نظامیان دستور داده بودید، در این عملیات با هدایت اطلاعاتی نیروی قدس، فقط مواضع تروریست‌ها هدف قرار گرفت و هیچ یک از مردم و غیر نظامیان آسیب ندیدند.

این دیدار با دعای رهبر انقلاب اسلامی برای حاضران پایان یافت.

انتهای پیام




فرمانده انتظامی بروجرد گفت: عوامال زیادی در اعتیاد اثر دارد اما بیکاری عامل30 درصد

اعتیاد می باشد که در این راستا راه اندازی مراکز مشاورزه ضروری است.

نتیجه تصویری برای سرهنگ دلیری

به گزارش وبلاگ امیرمهدی غلامی سرهنگ "علیرضا دلیری" فرمانده انتظامی بروجرد در همایش مبارزه با مواد مخدر که در اداره ارشاد بروجرد برگزار شد گفت: اعتیاد به مواد مخدر یکی از آسیب های اجتماعی است که به معضل امنیتی تبدیل شده و در طی سالها مواد مخدر از سنتی به صنعتی تبدیل شده و با کمترین قیمت عرضه می شود و این اقدامات ترفندی از سوی دشمنان به جهت نسل کشی است.

 

 وی اضافه کرد: مواد مخدر ساختار فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی و همچنین سرمایه اجتماعی جامعه را از بین می برد.

 

 به گفته وی متاسفانه در برخی از دانشگاه ها هستند اساتیدی که از شیشه استفاده می کنند و دانشجویانی هم در شب امتحان از این گونه مواد مخدر مصرف می کنند و در نگاه اول به ضرر و زیان بعد از استفاده توجهی ندارند.

 

 دلیری اظهار داشت: برای مبارزه با اعتیاد و کاهش مصرف نیاز است که قبول کنیم اعتیاد وجود دارد چرا که مقاومت در برابر این که گفته شود معتاد در برخی از جاها نداریم در واقع کمک به دشمن است و نمی توان با این اقدام مشکلی را حل کرد.

 

 وی به اوقات فراغت دانش آموزان و دانشجویان اشاره کرد و افزود: نیاز است برای پر کردن اوقات فراغت آنها برنامه ریزی درستی صورت گیرد و برنامه هایی که می تواند در جهت کمک به این قشر باشد اجرا گردد و عدم توجه به هیجانات دانش آموزان و دانشجویان سبب می شود تا انرژی آنها تخلیه نشود و مشکلاتی ایجاد شود.

 

 فرمانده انتظامی بروجرد تصریح کرد: یکی از دغدغه های رهبری، مواد مخدر است و همه دستگاه ها نیاز است در راستای پیشگیری و مبارزه با مواد مخدر اقدام کنند.

 

 به گفته وی یکی از عواملی که سبب می شود برخی به سمت و سوی موادر مخدر و خرید و فروش آن کشیده شوند، سود زیاد است در صورتی که مواد مخدر و رفتن در این راه زندگی و فرد را به نابودی می کشاند.

 

 وی با اشاره به طلاق بیان کرد: متاسفانه بروجرد مقام اول طلاق در بین شهرستان های استان لرستان را دارد و عواملی از جمله بیکاری، فقدان مهارت و مشکلات دیگر سبب طلاق می شود البته اعتیاد نیز یکی از عوامل طلاق محسوب می شود.

 

 دلیری اظهار داشت: 30 درصد اعتیاد مربوط به بیکاری است و درصد بیکاری در بروجرد 35درصد است و بیکاری خود یکی از عوامل اعتیاد بیکاری است .

 

 به گفته وی کمبود مراکز مشاوره یکی از مشکلاتی است که نیاز است علاوه بر راه اندازی مراکز مشاوره، مشاوره های قوی ارائه شود.

 

 دلیری اضافه کرد: طی سه سال گذشته در بروجرد یک تن و 300 کیلو مواد مخدر کشف شده است.


برش‌هایی از کتاب «ساعت ۱۶ به وقت حلب»


کتاب «ساعت ۱۶ به وقت حلب» که به اهتمام زهرا همدانی توسط سیدحسن شکری نوشته شده به تازگی از سوی نشر صاعقه روانه بازار کتاب شده که در این گزارش بخش‌هایی از این کتاب منتشر شده است.


کتاب «ساعت 16 به وقت حلب» که به اهتمام زهرا همدانی توسط سیدحسن شکری نوشته شده به تازگی از سوی نشر صاعقه روانه بازار کتاب شده خاطرات شهید همدانی در نگاه اطرافیان است و خواننده این شهید والامقام را از زاویه نگاه اطرافیان به نظاره می‌نشیند. بخشی‌هایی از این کتاب در ادامه منتشر شده است.

*رُمان‌هایی که شهید همدانی می‌خواند

گاهی پدرم درباره علایقش در جوانی، به خصوص کتاب خواندن و نوع کتاب‌هایی که مطالعه می‌کردند، برای من حرف می‌زدند. برای من خیلی جالب بود که ایشان بیشتر طرفدار داستان‌های پلیسی خارجی بوده‌اند. آثار آگاتا کریستی و نوول‌های فدریک فورسایت را خوانده بودند؛ به خصوص کتاب روز شغال، نوشته فورسایت. در این داستان آدم‌کش مرموز، با نام مستعار «شغال»، اجیر می‌شود تا ژنرال شارل دوگل، رئیس جمهور فرانسه، را ترور کند و پلیسی نخبه و زیرک، برای شناسایی و دستگیری او، مأمور می‌شود. پدر، با جدی شدن مسائل اجتماعی، به مطالعه آثار ادبیات کلاسیک غرب رو می‌آورد. ایشان سه رمان معروف نویسنده فرانسوی، ویکتور هوگو، را بسیار پسندیده بودند؛ گوژپشت نوتردام، مردی که می‌خندد، بینوایان.

می‌گفتند: «اولین‌ کتابی که خواندن آن مرا به شدت متحول کرد، ابوذر غفاری، با قلم نویسنده، مصری، دکتر عبدالحمید جودت السحار، با ترجمه شیوای مرحوم دکتر علی شریعتی بود. تأثیر مطالعه این کتاب در من به حدی بالا بود که از همان زمان حاضر بودم اسلحه به دست بگیرم و با رژیم طاغوت مبارزه کنم. جنگ حق و باطل، عدل و ظلم، و مفاهیمی مثل موحد و مشرک و مستضعف و مستکبر در آن کتاب بسیار زیبا به تصویر کشیده شده بود. با خواندن کتاب/ ابوذر غفاری عصر بی‌خبری برایم به پایان رسید و به قول مرحوم سهراب سپهری «رفتم از شهر خیالات سبک بیرون».

*فرماندهی از زیرپتو

اوایل سال 1370، نیروهای گروهک منافقین در جبل مروارید، پشت ارتفاعات آق‌داغ شهر قصر شیرین، مستقر شده و امنیت منطقه را برهم زده بودند. حسین همدانی، در مقام فرمانده و هماهنگ‌کننده یگان‌های موجود در منطقه، که عبارت بودند از تیپ 32 انصارالحسین و تیپ نبی‌اکرم و تیپ 71 روح‌الله، داخل شهر کلاره مستقر می‌شود تا عملیات کلاره را، جهت از بین بردن مقر منافقین، در 22 فروردین‌ماه فرماندهی کند.

شب قبل از عملیات، من و حاج حسین و تعدادی از دوستان در یکی از اتاق‌های یکی از ساختمان‌های قدیمی و آثار باستانی شهر، به نام قلعه شیروانه، خواب بودیم. حدود ساعت 2 بامداد، یکی از بچه‌های اطلاعات منطقه داخل اتاق شد و سراسیمه گفت: «ستون نظامی منافقین وارد شهر شدند.» از جا پریدم و از پنجره بیرون را نگاه کردم. ستون نظامی بزرگی، با چراغ‌های روشن، در حال وارد شدن به شهر بودند.

دلشوره گرفتم و مترصد فرمان حاج حسین بودم. آقای همدانی سرش را از زیرپتو بیرون آورد و گفت: «چه خبر است شلوغش کرده‌اید! چند تا آرپی جی‌زن بفرستید سراغشان.» بعد سرش را برد زیر پتو و خوابید. بیشتر دلواپس شدم. با چند جا تماس گرفتم؛ ولی موفق نشدم کاری پیش ببرم. بچه‌های اطلاعات خبر آوردند که ستون تقریباً به طور کامل وارد شهر شده است. دوباره حاج حسین سرش را از زیر پتو بیرون آورد و این بار با صدای بلندتر گفت: «چه خبر است؟ گفتم که چه کار کنید.» و سرش را زیر پتو برد. کلافه شده بودم. دنبال راه فراری برای بیرون رفتن از شهر بودم. دو تا از بچه‌ها را فرستادم تا وضعیت را خوب ارزیابی کنند. ولی بعد از مدتی کوتاه برگشتند. داشتند می‌خندیدند. گفتم: «چه شده؟ چرا می‌خندید؟» گفتند: «آن ستون نظامی ستونی از نیروهای تیپ 32 انصارالحسین بودند که راه را گم کرده و اشتباهی وارد شهر شده‌اند.»

صرف‌نظر از آنچه رخ داد، خونسردی حاج‌حسین برایم خیلی جالب بود. همه ما دستپاچه شده و به شدت ترسیده بودیم. ولی حاج‌حسین با خیالی راحت و بدون نگرانی از زیرپتو فرماندهی می‌کرد.

*ماشین تشریفاتی که سردار همدانی سوار می‌شد

صبح زود، بین خواب و بیداری بودم که زنگ تلفن خانه خواب را از سر پراند گوشی را که برداشتم صدای آقای همدانی کاملاً هوشیارم کرد.

- آقای میرزاخانی، برادر، هنوز که خوابیدی!

- نه حاج‌آقا. در خدمتم. امری باشد؟

- یک کار فوری دارم. سریع با ماشین خودت را برسان منزلمان.

آن طور که حاج‌حسین بر سریع رفتنم تأکید کرد، با خودم گفتم: «حتماً حاج آقا کار کوچکی دارد.» به همین علت سریع لباس ساده‌ای پوشیدم و با دمپایی سوار خودروی ژیانم شدم و به طرف خانه ایشان حرکت کردم. پنج‌ دقیقه بعد، جلوی خانه حاجی بودم.

یک ماشین تویوتا هم داشتم که آن شب در محل کار مانده بود. همیشه حاجی را با آن خودرو آن طرف و آن طرف می‌بردم. ولی آن روز چون حاج حسین عجله داشت دیگر نرفتم به محل کار تا تویوتا را بیاورم. البته، خودم خجالت می‌کشیدم حاجی را با ژیان این طرف و آن طرف ببرم.

حاج حسین با لباس کامل نظامی، مثل همیشه، تمیز و اتوکشیده، با آن دو درجه و مدال فتحش، از درخانه بیرون آمد. محو ابهت حاج حسین بودم و با خودم فکر می‌کردم: «چقدر این لباس به حاج حسین می‌آید! خیلی زیبا شده است.» ناگهان یادم آمد که حاجی این لباس‌ها را فقط برای جلسات رسمی می‌پوشد. با خودم گفتم: «وای خدای من... حالا چه کار کنم با دمپایی و ماشین ژیان؟» فکر کردم: «حاج حسین الان من را سرزنش می‌کند.»

سریع از ژیان پیاده شدم. حاج حسین یک نگاه به ظاهر من و دمپایی‌ام کرد و یک نگاه به ژیان. بعد تبسمی شیرین بر لب آورد و سریع، بدون اینکه حرفی بزند، سوار ژیان شد.

- میرزاخانی جان، سریع برواستانداری. یک جلسه مهم دارم.

اسم استانداری که به گوشم رسید، عرق سردی بر پیشانی‌ام نشست. دلم لرزید. با خودم گفتم: «خدای من، با این وضع و این ماشین چطور بروم روبه‌روی استانداری؟! خودم خجالت می‌کشم؛ وای به حال حاج حسین!» اما جالب بود که حاج حسین یک کلمه هم درباره این مسائل صحبت نکرد. من هم جرأت نکردم حرفی بزنم.

جلوی استانداری همدان، حاج حسین، قبل از اینکه پیاده شود، گفت: «میرزاخانی، من می‌روم جلسه و یک ساعت دیگر می‌آیم.»

یک ساعت بعد، دیدم حاج حسین همراه دیگر مسئولان همدان از استانداری خارج شد. هر یک از آن‌ها به طرف خودروهای مدل بالای خود رفتند. حاج حسین هم بدون هیچ شرمندگی و خجالتی آمد و سوار ژیان شد.

در راه بازگشت، حاج حسین هیچ حرفی در این زمینه نزد. من خیلی خجالت می‌کشیدم. خواستم در این باره حرفی بزنم و معذرت‌خواهی کنم که گفت: «آقای میرزاخانی... دنیا محل گذر است. نباید به فکر دنیا باشید. ضمناً ماشین شما با همه آن ماشین‌ها فرق می‌کرد. به این می‌‌گویند ماشین تشریفات!»

*دور اندیشی و آمادگی برای آینده

اولین اردوی رزمی ده روزه لشکر 27 محمد رسول‌الله (ص) در منطقه آبسرد دماوند در دوره فرماندهی حاج حسین همدانی برگزار شد. من هم مسئول اطلاعات لشکر بودم. مدت‌ها بود حاج‌حسین به دنبال برپایی این اردو بود. یک شب حاجی من را صدا کرد و گفت:‌ «عبدالله، با بچه‌های اطلاعات بیشتر کار کن و آن‌ها را ورزیده کن. ما در آینده در سطح منطقه درگیر یک منازعه جدی خواهیم شد. باید به کمک امت پیامبر بشتابیم.» گفتم: «حاجی، من را اذیت نکن. من را سرکار نگذار.» احساس می‌کردم حاج حسین با من شوخی می‌کند ولی حاجی حالتی جدی به خودش گرفت و گفت: «شوخی نمی‌کنم. عبدالله، استکبار جهانی در جبهه‌ای وسیع ما را درگیر می‌کند. باید آماده هرگونه توطئه‌‌ای باشیم.»

اندیشه‌های حاج حسین خیلی عمیق بود. روزی که غائله سوریه شروع شد و ایشان به سوریه رفت به دوراندیشی حاجی ایمان پیدا کردم. او ده سال پیش‌تر این روزها را دیده بود و خود را آماده می‌‌کرد.

*دفع فتنه با گفت‌وگو

اوایل آذرماه 1388 بود. سردار همدانی، طبق روال هر روز، با لباس شخصی بر ترک موتور من می‌نشست و به نقاط مختلف شهر سرکشی می‌کرد. حوالی میدان هفت تیر عده‌ای جوان مشغول شعار دادن بودند. سردار گوشه میدان ایستاده بود و آن‌ها را تماشا می‌کرد و به نیروهای امنیتی اجازه دخالت نمی‌داد. ناگهان یک جوان از میان جمعیت بیرون آمد و سنگی به طرف سردار همدانی پرتاب کرد. سنگ به بدن ایشان خورد. بچه‌های بسیجی، که دور میدان بودند، با مشاهده این واقعه ناراحت شدند. به طرف جمعیت رفتند و ضمن متفرق کردن آن‌ها جوان ضارب را نزد سردار همدانی آوردند. سر حاج حسین خون آمده بود. اما بلافاصله، بعد از دیدن آن جوان، گفت: «ضارب ایشان نبود.» و دستور داد او را آزاد کنند. هرچه بچه‌ها گفتند که ما دیدیم کار ایشان بود، سردار زیر بار نرفت و بالاخره آن جوان را آزاد کردند.

بعد از دقایقی خود جوان پیش سردار همدانی آمد و گفت: «شما که دیدید من ضارب بودم؛ چرا منکر شدید؟!» سردار دقایقی با آن جوان حرف زد و مسائلی را گوشزد کرد. آن جوان هم، که معلوم بود با صحبت‌های سردار کاملاً قانع شده است، از آنجا دور شد.

*دعای رهبر انقلاب برای حاج حسین همدانی

ساعت 4:30 صبح، با ماشینم جلوی خانه حاج حسین بودم و او مثل همیشه ساک به دست و آماده منتظر من بود. بعد از مصافحه‌ای درست و حسابی، داخل ماشین نشستیم. خیلی خسته به نظر می‌رسید. ولی تبسم خاصی بر لبانش نقش بسته بود، گفتم: «چه شده حاج حسین؟ خوشحال و سرحالی!» نگاهی به من کرد و گفت: «چرا نباشم؟» و شروع کرد به تعریف کردن. گفت: «دیروز عصر به تهران رسیدم. در پایان مأموریتم، در سوریه، قرار بود همراه حاج قاسم سلیمانی به محضر حضرت آقا برسیم تا گزارشی از آخرین وضعیت سوریه خدمت ایشان ارائه کنم. گزارشی مفصل از آخرین وضعیت سوریه، همراه گلایه از نابه‌سامانی‌های آنجا، آماده کرده بودم. ساعاتی بعد به اتفاق حاج قاسم به محضر حضرت آقا مشرف شدم. قلبم به شدت می‌تپید. دست آقا را بوسیدم و کنار ایشان نشستم. هنوز جلسه شروع نشده بود. حضرت آقا نگاه محبت‌آمیزی به من کردند و گفتند که آقای همدانی ما خیلی نگران شما بودیم و در این سه سالی که شما در سوریه بودید بنده هر شب برای سلامتی شما دعا می‌کردم. تنم لرزید و شعف خاصی در من به وجود آمد. به زور جلوی سرازیر شدن اشکم را گرفتم. باور کنید بعد از شنیدن آن جمله حضرت آقا همه خستگی سه ساله من برطرف شد. دیگر نتوانستم گزارش کامل ارائه کنم؛ یعنی نتوانستم گلایه‌هایم را بگویم.»

*روضه شش‌ماهه امام حسین(ع) را فراموش نکن

شهید همدانی سعی می‌کردند در مجلس روضه خدمتگزار باشند و اجازه نمی‌دادند کس دیگری خدمتگزاری کند. بعضی مراسم در منزلشان برگزار می‌شد.

مراسم دعای ندبه صبح‌های جمعه را هم در بلوار شهید اندرزگو و در مکانی که برای هیأت رزمندگان همدان تأسیس کرده بودند راه انداختند که همچنان برقرار است. ایام فاطمیه در منزلشان مراسمی برگزار می‌کردند و من را به عنوان طلبه دعوت می‌کردند تا بالای منبر بروم. سه ساعت قبل از پرواز آخر شهید همدانی به سوریه، من تازه از حج برگشته بودم. ایشان به من تلفن کردند تا از سلامت من با خبر شوند و اخبار منا را پیگیری کردند. بعد هم فرمودند: «مراسم تاسوعا و عاشورای امسال در منزل ما یادت نرود!» عهدی داشتند و به من می‌فرمودند: «هر روضه‌ای که می‌خوانی روضه حضرت علی‌اصغر (ع) را فراموش نکن!»

*ماجرای آخرین عکس سردار سلیمانی با شهید همدانی

شب پنج‌شنبه، یک شب قبل از شهادت حاج حسین، ما با هم بودیم. حال و هوای حاجی، آن شب، با همیشه فرق می‌کرد. حاج حسین همیشگی نبود. به ما گفت: «بیایید کنار هم یک عکس یادگاری بگیریم. شاید این آخرین عکس باشد که با هم می‌گیریم.» با این حرف حاج حسین دلم فروریخت. با خدم گفتم: «همین روزهاست که برای حاجی اتفاقی بیفتد.» ولی فکرش را نمی‌کردم که این‌قدر زود اتفاق بیفتد و ما ایشان را اینقدر زود از دست بدهیم. (راوی سردار قاسیم سلیمانی)

*اشک‌های آیت‌الله همدانی در فقدان حاج حسین

وقتی خبر شهادت حسین همدانی را به آیت‌الله العظمی نوری همدانی دادم چشمانشان پر از اشک شد و فرمودند: «نبود ایشان فقدانی عظیم است.» و شخصاً مراسمی را به یاد ایشان برگزار کردند و خودشان کنار در، به عنوان صاحب عزا، نشستند و به مردم خوش‌‌آمد گفتند. آیت‌الله مکارم شیرازی، مسئولان دفتر مقام معظم رهبری، آیت‌الله افتخاری و تعداد قابل توجهی از علما و فضلای قم هم در این مراسم یادبود شرکت کردند.


فضای مجازی ما :

تبلیغات

کانال تلگرام (وبلاگ امیرمهدی غلامی)
پیوندهای روزانه
نظر سنجی
ابر برچسب ها
تبلیغات