تبلیغات
وبلاگ امیر مهدی غلامی - مطالب آبان 1393
منوی اصلی
نویسندگان
امکانات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

تبیغلت

تبیغلت

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

مطالب جدید سایت
آمار و اطلاعات
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


دانلود مجموعه دوم فوق العاده زیبا از آهنگهای خاطره انگیز


http://up.patmat.ir/images/9c8ol4ec29e4oez9kgy.jpg

دانلودآهنگهای خاطره انگیز قدیمی پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/     

دانلودشکلک های محدثه


ادامه مطلب


دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبای David Guetta با همراهی Sam Martin به نام Dangerous
http://dl.radiojavan.info/radiojavan 1393/mehr 93/14/David Guetta Ft. Sam Martin - Dangerous.jpg

David Guetta با همراهی Sam Martin به نام Dangerous


شکلک های محدثه

ادامه مطلب




 


دانلود آهنگ خاطره انگیز و شنیدنی علیرضا طلیسچی به نام نارفیق

در خواستی اعضا

http://dl.radiojavan.info/radiojavan%201393/mehr%2093/09/talischi.jpg

علیرضا حمیدرضا به نام نارفیق

دانلودادامه مطلب

ادامه مطلب


دانلود ریمیکس جدید و فوق العاده زیبا و شنیدنی آهنگهای قدیمی و شاد خاطره انگیز

ریمیکس: دی جی تبا – سری ۹۴ ریمیکس آب و آتش


http://dl.radiojavan.info/radiojavan%201393/mehr%2093/14/ghadimi.jpg

ریمیکس آهنگهای قدیمی و شاد خاطره انگیز


 



متن روضه شب پنجم محرم، عبدالله بن الحسن علیه السلام-علی اصغر آرزومند
السلام علیك یا ابامحمد یا حسن بن علی علیه السلام
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه علیهم السلام
عبدالله بن حسن چون از شجره امام حسن علیه السلام بود جگر داشت رفت،كی قدرت داشت توی اون وضعیت بره، مردهاش میترسند.این زخم های روی بدن عبدالله از همون آتیش كوچه ی بنی هاشم بوده،لذا وقتی تیر به قلب ابی عبدالله هم زدند،مقتل خوارزمی سُنی میگه:امام حسین علیه السلام فرمود: والله قتلنی.....و..... (دومی و اولی لعنت الله علیهم ) این را خوارزمی در مقتلش می نویسد. عبدالله اول صدا زد واعما(وای عمو) و بعد صدا زد وا اُما(وای مادر) در چه زمانی صدا زده؟ امام صادق علیه السلام نشسته بود توی خونه دیدند زنی دوید گریه كنان اومد، فرمود :چی شده ؟گفت:آقا جان الان توی بازار یه زن داشت راه میرفت،پاش لیز خورد، خورد زمین،گفت: خدا لعنت كنه قاتلا ن حضرت زهرا سلام الله علیها رو،چرا این حرف رو زد؟چون خورد زمین،شنیده حضرت زهرا سلام الله علیها خورده زمین، این بچه هم دستش جدا شده،اون وقت مادرش تو خیمه رو صدا میكنه؟امشب مهمان امام حسن و امام حسین علیهم السلام هستیم،از امام حسن علیه السلام سئوال كردند:آقاجان چرا اینقدر پیر شدید؟ سخت ترین لحظات عمرتان کی بود؟ فرمود اون لحظه که دستم تو دست مادرم بود تو کوچه مادر سیلی خورد.
اَلسَّلامُ عَلیَ الْمنحورُ فی الوَری. سلام بر آنكه سرش را از قفا بریدند
هر کس دلش به کرببلا مبتلاتر است
در خیمه گاه سینه او کربلاتر است
هیأت برایم از همه جا خوبتر ولی
حال و هوای کرببلا با صفاتر است
ما با شب و بلا وغم آشنا ولی
شام وغم وبلای حرم آشنا تر است
وقتی برای کرببلا گریه میکنیم
آری دعای فاطمه ما را سزاتر است
در شعله غمش همه دلها که سوختند
آن دل که شعله ورتر بشود کیمیاتر است
آتش گرفته ای که مَحرم به او شوی
مُحرم در آتش وغم بالاتراست
ما پیکر مقطع الاعضا ندیده ایم
هرچه بیان کنیم از آن بوریاتر است
مارا خلیل روضه ارباب خواستند
این انتصاب از همه مارا رواتر است.
دو شب توی محرم ما میریم گودال یكی عاشوراست،یكی هم امشب،تو بغل مادر بود جگر باباش امام حسن علیه السلام پاره شد، شب عاشورا همه دارند حرف میزنند، این بچه از سروکول ابی عبدالله بالا میره،عزیز كرده ی حسین است،كسی بهش حرف نمیزنه،آرام آرام اشک عمو رو پاک میکنه ،دید قاسم داداشش حرف زد، وقتی عمو به قاسم فرمود :فردا به بلای عظیم تو را میکشند،عمو با همه حرف زد الا من،مگه من سرباز نیستم براش، لذا وقتی دید علی اصغر رو برد،فهمید كار رو باید انجام بده ،وقتی عمو شیر خوار رو سرباز حساب میكنه،منم باید برم،عمو من مثل بابام تحمل ندارم،اسارات مادرم و عمه هامو ببینم، منو با خودت ببر،من دق میكنم، دستش را به دستش بست زینب، فرمود :زینب جان این بچه رو دوره كنید،این بچه نیاد ،این بچه بیاد میكشنش،توی كربلا دو تا طفل دویدند سوی گودال، تا صدای ابی عبدالله رو شنیدند،اولیش یه بچه كوچیكتر بود،دوید از خیمه ها بیرون،یه نامردی گفت:الان داغش رو به دل مادرش میگذارم،اون بچه رو به شهادت رساند ، عبدالله تا این صحنه رو دید گفت: عمه من هم باید برم.
کشته ی دوست شدن در نظر مردان است
بس بلا بیشترش دور و برمردان است
یازده ساله ولی شوق بزرگان دارد
در دل کودک اینها جگر مردان است
همه اصحاب حرم طفل غرورش هستند
این پسر بچه ی خیمه پدر مردان است
بست عمامه همه یاد جمل افتادند
این پسر هر که باشد پسرمردان است
نیزه گرفتن که چنان چیزی نیست
دست بردست گرفتن هنرمردان است
بگذارید ببینند خودش یک حسن است
حبس در خیمه شدن برضررمردان است
گرچه ابن الحسنم پر شدم از ثارالله
بنویسید مرا یا بن ابی عبدالله
مصحف ما چه به هم ریخت تنت وای عمو
چقدر تیر نشسته به تنت وای عمو
همه ی رخت تو غارت نشده پاره شده
بسته یک پارچه با پا زدنت وای عمو
امدم تا که اجازه بدهی ویک یک
تیرها را بکشم از بدنت ای وای عمو
جان ندادی هنوز همه بالای سرت جمع شدند
چه شلوغ است سر پیرهنت وای عمو
آنقدر نیزه زیاد است نمیدانم چه
بکشم از بدنت یا دهنت وای عمو
حسین.........

دانلود روضه


متن روضه امام جواد الائمه علیه السلام-طاهری،بنی فاطمه

تصویر: http://up.behtarin.com/uploads/3f21d484292.jpg تصویر: http://up.behtarin.com/uploads/c8263058784.jpg
مسموم وا اماما
شهید وا اماما
غریب وا اماما
همیشه،وقتی این جمله رو شنیدی،با اون سینه زدی،حالا تفكر كن رو این، بعد سینه بزن،گریه ات ببین میگیره یا نه؟
مسموم وا اماما
شهید وا اماما
غریب وا اماما
امشب باید یه جوری دل امام جواد علیه السلام رو بدست بیاری،همه ی اهلبیت یه طوری روضه ی مادر رو خوندن،اما هیچ كدوم مثل امام جواد علیه السلام، توی چهار ساله گی روضه نخوندن.

گفت دیدم هی رو زمین می کوبه،پهلوی امام رضا، هی میگه:می کُشمتون، آتیشتون می زنم،امام رضا علیه السلام فرمود:عزیز دلم،چشات دو تا كاسه ی خون شده،چه كسی رو می خوای بكشی،چه كسی رو می خوای آتیش بزنی،یه نگاه به امام رضا كرد، عرضه داشت بابا من یه سئوال از شما می كنم، بابا گناه مادرم چی بود؟ چرا مادرم رو زدند ؟اگه می خوای دل امام جواد رو بدست بیاری،چند خط از زهرا بخونیم.

برگ آلاله کجا
سیلی نا مرد کجا
یه پدر وقتی بخواد بچه رو آروم كنه،شبها براش قصه میگه،از روز اول جوادش رو آروم میكرد،میگفت:پسرم،یه روزی مدینه،ریختن در خونه مون رو آتیش زدن،برای همین بود هی میزد روی این خاك ها،موفق دوید ،گفت:امام رضا، جواد خورده زمین داره گریه میكنه،حضرت،اومد گفت:عزیز دلم چی شده این جور گریه میكنی؟گفت:بابا الان خوردم زمین،پهلوم درد گرفت.آخ مادر....... هر جا نشستی بلند صدا بزن یازهرا...........

دانلود روضه
باب الحرم




جوانان بنی هاشم بیایید علی را  بر در خیمه رسانید

بگویید مادرش لیلا بیا ید تما شای علی اکبر نما ید

زمین کربلا در شور و شین است

                                               سر اکبر به دامان حسین است

 

پدر از دیدگانش خون روان بود             پسر از گیسوانش خون روان بود

تیر به گلو یش زدن، یه ضربه به فرقش، اسب رفت وسط لشگر هر کی ضربه می زد

 

جای  بر گشتن به خیمه رفت سوی کوفیان    گوییا این بوده تنها آرزوی کوفیا ن

راه وا کردن تا که اکبر بیاید بینشان             عقده ای دیرینه وا شد از گلوی کوفیان

 

جزر و مد تیغ و شمشیر عدو بی سا بقه است

                                                          شد پر از خون علی اکبر سبوی کوفیان

 

بعد از آنکه جای سالم در تنش دیگرنماند

 

                                              صحبت از مرگ حسین شد گفتگوی کوفیان

 

دشمنی با هر که رنگ و بویی از حید ر گرفت

                                                      بر علی سوگند بوده خلق و خوی کوفیان

 

 

گوییا زهرا به دنبال علی در کوچه هاست

                                                دختر حیدر،  می دود گریان به سوی کوفیان

 

رفت تو دل لشگر بدنش را ریز ریز کردند، رو زمین افتاد بابا رو صدا کرد، ابتا جدم مرا سیراب کرد، حسین مثل باز شکاری، کنار علی رفت از اسب پایین اومد لحظه های آخر علی بود، با انگشت لخته خون را در آورد، علی نفس کشید، سر رو تو بغل گرفت، بابا رفتی غریب شدم، ولدی علی، صورت به صورت علی گذاشت ،صدا نیومد، کف زدن کنار حسین تمام شد یه وقت دیدن خانمی میاد، میگه وای برادرم وای پسر برادر،م گفتن یقین مادرش گفتن نه عقیله بنی هاشم زینبه :گفت داداش قربونت پا شو، خدا صبرت بده، (حسین هم به امام حسن گفت کنار مادر) نگاه کرد به زینب، افتاد رو زمین، علی چرا بدنت این جور شده، ابی عبدالله دست برد بدن را بردارد، دید نمیشه ،اربا اربا شده، گفت جوانان بنی هاشم بیا یید

 

خیز بابا تا از این صحرا رویم             تا به سوی خیمه ها بابا رویم

این بیابان جای خواب ناز نیست         ایمن از صیاد تیر انداز نیست

خیز بابا آبرویم را بخر                          عمه را از بین نا محرم ببر


فضای مجازی ما :

تبلیغات

کانال تلگرام (وبلاگ امیرمهدی غلامی)
پیوندهای روزانه
نظر سنجی
ابر برچسب ها
تبلیغات